نکات داستان چهار هندو

منتشر شده در 2026/10/04
07:16 |

«خلاصه بیت روز هفته»☘️

با اجرای: ریحانه رضایی
. . . . . . . . . . . .

چار هندو در یکی مسجد شدند
بهرِ طاعت راکع و ساجد شدند
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۲۷)

هریکی بَر نیّتی تکبیر کرد
در نماز آمد به مسکینیّ و درد
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۲۸)

مُؤْذِن آمد، زآن یکی لفظی بجَست
کای مُؤَذّن بانگ کردی وقت هست؟
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۲۹)

گفت آن هندویِ دیگر از نیاز
هی سخن گفتیّ و باطل شد نماز
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۳۰)

آن سوم گفت آن دوم را ای عمو
چه زنی طعنه بر او؟ خود را بگو!
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۳۱)

آن چهارم گفت: حَمدُاللَّـهْ که من
درنیفتادم به چَهْ چون آن سه تن
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۳۲)

پس نمازِ هر چهاران شد تباه
عیب‌گویان بیش‌تر گم کرده راه‏
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۳۳)

ای خُنُک جانی که عیبِ خویش دید
هرکه عیبی گفت، آن بر خود خرید
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۳۴)

زآن‌که نیمِ او ز عیبستان بُده‌ست
وآن دگر نیمش ز غیبستان بُده‌ست‏
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۳۵)

چون‌که بر سر مر تو را دَه ریش هست
مَرْهَمت بر خویش باید کار بَست
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۳۶)

عیب کردن ریش را دارویِ اوست
چون شکسته گشت، جای اِرْحَمُواست‏
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۳۷)

گر همان عیبت نبود، ایمن مباش
بو‌ک آن عیب از تو گردد نیز فاش‏
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۳۸)

لاتَخافُوا از خدا نشنیده‌‌ای
پس چه خود را ایمن و خوش دیده‌‌ای‏؟
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۳۹)

سال‌ها ابلیس، نیکونام زیست
گشت رسوا، بین که او را نام چیست‏
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۴۰)

در جهان معروف بُد عُلیایِ او
گشت معروفی به عکس، ای وایِ او
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۴۱)

تا نه‌‌ای ایمن، تو معروفی مجو
رو بشو از خوف، پس بنْمای رو
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۴۲)

تا نرویَد ریشِ تو ای خوبِ من
بر دگر ساده‌زَنَخ طعنه مَزَن‏
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۴۳)

این نگر که مبتلا شد جانِ او
تا درافتاده‌ست و او شد پندِ تو
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۴۴)

تو نیفتادی که باشی پندِ او
زهر او نوشید، تو خور قندِ او
(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۰۴۵)

🔗 https://t.me/GanjeHozourBeitRooz