چاشِ (خرمنِ) گُل

منتشر شده در 2026/08/26
08:59 |

«خلاصه بیت روز هفته»☘️

با اجرای: خانم نسرین

. . . . . . . . . . . .

حال رفت و، مانْد جزوت یادگار
یا از او واپرس، یا خود یاد آر

(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۲۳)


چون فروگیرد غمت، گر چُستی‌ای
زآن دَمِ نومیدکن واجُستی‌‎ای

(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۲۴)


گفتی‌‎اش: ای غصهٔ مُنکِر به حال
راتبهٔ اِنعام‌ها را زآن کمال

(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۲۵)

راتبه: دائم، ثابت، مستمری


گر به هر دَم نه‎‌ات بهار و خرّمی‌ست
هم‌چو چاشِ گُل تنت انبارِ چیست؟

(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۲۶)

چاش: غلّهٔ پاک کرده، خرمنِ کوفته، در این‌جا مطلق خرمن


چاشِ گُل تن، فکرِ تو هم‌چون گلاب
مُنکِر گُل شد گلاب، اینَت عُجاب!

(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۲۷)

عُجاب: چیز عجیب و شگفت‌انگیز



از کَپی‌خویانِ کفران کَهْ دریغ
بر نَبی‌خویان نثارِ مِهر و میغ

(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۲۸)

کَپی‌خو: بوزینه‌صفت
کَهْ: کاه
مِهر: خورشید
میغ: ابر



آن لِجاجِ کفر قانونِ کَپی‌ست
وآن سپاس و شُکر مِنهاجِ نبی‌ست

(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۲۹)

مِنهاج: راه روشن و آشکار، رَوِش


با کَپی‌خویان تَهَتُّک‎ها چه کرد؟
با نَبی‌رویان تَنَسُّک‌ها چه کرد؟

(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۳۰)

تَهَتُّک‎: پرده‌دری
تَنَسُّک‌: پارسایی، زهد ورزیدن


در عمارت‌ها سگان‌اند و عَقور
در خرابی‌هاست گنجِ عِزّ و نور

(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۳۱)

عَقور: گزنده
عِزّ: بزرگی، عزّت


گر نبودی این بُزوغ اندر خُسوف
گُم نکردی راه چندین فیلسوف

(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۳۲)

بُزوغ: تافتن، تابیدن


زیرکان و عاقلان از گمرهی
دیده بر خُرطوم، داغِ ابلهی

(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۸۳۳)

خُرطوم: دماغ، بینی


https://t.me/GanjeHozourBeitRooz