2025/12/26

آموزه‌های گنج حضور

آموزه‌های گنج حضور

 تا زمانی که عدم در مرکز ما است یعنی ما خواب نیستیم.
به خواب رفتن یعنی برداشتن عدم از مرکز و در مرکز گذاشتن همانیدگی‌ها و جلوی دید عدم را گرفتن.
 
 دیدن بر حسب همانیدگی‌ها ما را به یک حرکت ناآگاهانه و دور زدن در ذهن وامی‌دارد.

 این سبب های بیرونی نبودند که ما را بدبخت کرده‌اند، بلکه دید ناشی از همانیدگی‌ها باعث آن شده است.

 کار من‌ذهنی این است که هر لحظه یک همانیدگی جدید پیدا کند و هر چه تندتر فکر بعد از فکر کند و از طریق عینک یک همانیدگی ببیند که آنها نیز  تولید درد می‌کنند و پس از مدتی این همانیدگی‌ها و دردها انسان را گیج می‌کند.

 کار درست یعنی شناسایی همانیدگی‌ها و سعی در عدم نگاه داشتن مرکز و سعی در اینکه یک چیز جدید تمام هشیاری شما را نبلعد.

 .ما در من‌ذهنی از فکر یک همانیدگی به فکر یک همانیدگی دیگر می‌پریم .
در واقع همانیدگی‌ها در ما حرف می‌زنند.

 هر چیز که سعی می‌کند در مرکز شما قرار بگیرد ، شما این حس وجود را به آن دادید، شما این قدرت را به آن دادید.

 ما در خواب هم‌ هویت شدگیها فکر و عمل می‌کنیم، به همین خاطر این همه ضرر به خود زدیم. مانند کسی که در خواب راه می‌رود و به خود آسیب می‌زند.

ما بدون اینکه واقف و آگاه باشیم از طریق همانیدگیها فکر و عمل می‌کنیم.

 هشیاری می‌تواند بدون اتکا به بیرون زندگی ما را اداره کند، به شرطی که پائین نیامده باشد. هر چه ما درد را افزایش می‌دهیم، هشیاریمان پائین می‌آید و ما مجبوریم از طریق همان همانیدگی ها و دردها ببینیم، در این صورت ممکن است آموزه‌های مولانا را بفهمیم، اما نتوانیم اجرا کنیم. البته نباید نا امید بشویم، چرا که با تمرین، روز به روز قوی تر می شویم.

با احترام

فرهنگ از رشت