✍️نکته:
اگر انسانها با ذهن هنری یاد بگیرند و بگویند من این هستم، سبب بدبختی خود میشوند. تنها خاصیتی که مهم است این است که در شب دنیا از خداوند آگاه باشیم.
✍️نکته:
بهمحض اینکه ما بخواهیم به خداوند زنده شویم و پرهیز کنیم فوراً منِ ذهنی به ما میگوید که این کارها احمقانه است! بنابراین بهتر است که با عقل منِ ذهنی در این راه قدم برنداریم.
✍️تجربه شخصی:
در شُرف بازنشستگی هستم. منِ ذهنیام از این طریق وارد عمل شده و به من احساس پوچی و ازکارافتادگی القا میکند. شناسایی این موضوع خیلی مهم است که بدانم با کارم همانیده هستم و اکنون زمان رها کردن این همانیدگی است.
✍️نکته:
قفل همانیدگیها بسیار سخت است و با هر فکر و تدبیری و یا هر کلیدِ ذهنی باز نمیشود. این قفل فقط با کلید تسلیم و رضا باز میشود.
قفلِ زَفت است و گشاینده خدا
دست در تسلیم زن واندر رضا
مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۳۰۷۳
✍️نکته:
از سن پنجاهسالگی به بعد میتواند بهترین قسمت زندگی یک فرد باشد، چون بهاندازهٔ کافی بالغ شده و فهمیده که دیگر جمع کردن و زندگی خواستن از چیزها فایده ندارد. چنین کسی اگر با مولانا همراه باشد، میتواند زندگی خوبی داشته باشد، ورزش کند، مواظب سلامتیاش باشد، مثنوی بخواند و تمرینات معنوی انجام دهد .
✍️تجربه شخصی:
پس از گذشت یازده سال از زندگی مشترک صاحبِ فرزند نشدهایم. همه میگفتند چراغ خانهتان خاموش است. الآن فهمیدهایم که چراغ خانه زمانی خاموش است که ابیات مولانا در آن نباشد.
✍️نکته:
اگر شما در ابتدای زندگی مشترک، به مولانا دل بدهید و بتوانید جلوی سرکشی منِ ذهنی را بگیرید، زندگیتان درست میشود و به عشق دست پیدا میکنید.
✍️نکته:
فراوانی خداوند در هر زمینهای وجود دارد. ما با منِ ذهنی قحطی ایجاد میکنیم چون فراوانیاندیش نیستیم، در نتیجه عدهای گرسنه و عدهای هم خیلی سیر میشوند.
✍️نکته:
اگر فرزندتان میخواهد با کسی ازدواج کند، بگویید خودت تصمیم بگیر و مسئولیتش را هم به عهده بگیر. به این ترتیب شما فرزندتان را دعوت میکنید که خودش به صنع دست بزند.
✍️نکته:
تا زمانی که با منِ ذهنی بخواهیم جدا شدن از ذهن را بفهمیم، در ذهن میمانیم. باید هرگونه تدبیر ذهنی را کنار بگذاریم. ما فقط موظف هستیم در راه بمانیم و بدانیم که صدر، راه است.
