✍️نکته:
اگر کسی با شناخت کامل، قدم در راه بیداری از ذهن بگذارد و بهدرستی و حقیقتِ راهش یقین داشته باشد، با سخنان یاوهٔ منِ ذهنی خود و دیگران، از این راه برنمیگردد.
✍️نکته:
طرح خداوند برای زنده کردن انسانها به خودش و طلوع هشیاری از درون انسانها، بسیار باقدرت اتفاق خواهد افتاد و تمام خرافات و فکرهای جامد را خواهد شست.
✍️نکته:
علت اینکه جهان با وجود اینهمه جنگ و خونریزی که منهای ذهنی به پا میکنند، هنوز باقی مانده، این است که انسانهای کاملی مثل مولانا در این جهان وجود دارند.
✍️نکته:
از نظرِ مولانا اگرچه منهای ذهنی جلوی ظهور آفتاب زندگی را در مرکز انسانها میگیرند، ولی آنها هم جزو درگاه خداوند هستند و ما باید با آنها مدارا کنیم.
✍️تجربه شخصی:
با تکرار ابیات، عشق را بیشتر احساس میکنم، از چیزهایی که ذهن مهم نشان میدهد، کام نمیگیرم و اتفاقات را جدی نمیگیرم. به این نتیجه رسیدم که بدون تکرار ابیات، نمیتوانم اتفاقات را بازی بگیرم. پس به همنشینی با پیری مثل مولانا نیاز دارم.
✍️نکته:
لحظهای که ما به این نتیجه برسیم که ما نظیر نداریم، از ذهن جدا خواهیم شد. نظیر نداشتن یعنی اینکه همهٔ ما از جنس خداییت هستیم و درنتیجه خودمان را با کسی مقایسه نمیکنیم.
✍️تجربه شخصی:
قبل از آشنایی با گنج حضور، مسئول تمام درد و بیمرادیهایم را جامعه و اطرافیان میدانستم. وقتی که با گنج حضور آشنا شدم، من ذهنیام را مقصر میدانستم و با او بدرفتاری میکردم! کمکم با ناظر شدن بر ذهنم متوجه شدم نباید با ذهنم بجنگم، بلکه باید با خاموشی، صبر و کار کردن روی خود از طریق ابیات مولانا اجازه دهم ذهنم خودش خسته و خاموش شود.
✍️نکته:
ما از جنس زندگی و اَلَست هستیم. این دویی است که ما بگوییم تقصیر منِ ذهنی است. بلکه تقصیر ما است که از طریق یک جسم میبینم. درواقع بد دیدن و دید غلط است که این منِ ذهنی را درست میکند. ما همیشه اختیار داریم و لازم نیست در جبر باشیم. ما اختیار داریم که بر حسب منِ ذهنی و اجسام ذهنی نبینیم، بلکه باید فضا را باز کنیم و صُنع و طرب زندگی را به کار ببریم.
✍️نکته:
دو هشیاری جسمی و حضور در این جهان، ابتدا در کنار هم هستند، ولی باید خیلی زود هشیاری جسمی یا منِ ذهنی ما، محوِ هشیاری حضور شود تا با خدا یکی گردد. اگر منِ ذهنی بخواهد دائم حکومت کند، ما به درد میافتیم.
✍️نکته:
برای انداختن همانیدگیها نیاز به ابزارهایی داریم از جمله تسلیم، پذیرفتن درد، کشیدن درد هشیارانه، صبر، پرهیز، شکر و رضا.
