نکات پیغام‌های تلفنی برنامه ۱-۱۰۱۴بخش دوازدهم

منتشر شده در 2025/09/24
06:35 |

✍️تجربه شخصی:

مهم‌ترین کارم در طول روز فقط نوشتن و خواندن ابیات مولانا است. این برنامه مرا زنده کرده، به فرزندانم که نگاه می‌کنم فکر می‌کنم خدا جلویم نشسته‌، همهٔ انسان‌ها را دوست دارم، چون روح خدایی در همه وجود دارد. در کار فرزندانم دخالت نمی‌کنم، فقط ساکت می‌نشینم و به رفتارهایشان نگاه می‌کنم. سعی می‌کنم خانه‌ را برایشان تبدیل به بهشت و جایی امن کنم تا وقتی به خانه می‌آیند، آرامش داشته باشند. وقتی اتفاقی می‌افتد، می‌گویم باید عیب‌هایم را ببینم و خود را تغییر دهم. خودم را در مردم می‌بینم، آن‌ها آیینۀ من هستند پس اگر آن‌ها را به شکل خاصی می‌بینم، حتماً من هم شبیه آن‌ها هستم. باید همه را زیبا ببینم.

✍️نکته:

دانستن آموزه‌های مولانا در حدّ ذهنی بی‌فایده است، باید دست به عمل بزنیم و ابیات را هم زیاد بخوانیم.

ای جوانِ سَرو قد، گویی بِبَر

پیش از آن کز قامتت چوگان کنند

حافظ، دیوان غزلیات، غزل ۱۹۷

به زودی قد همهٔ ما خمیده می‌شود پس قبل از این‌که چوگان شویم، باید گویی بزنیم یعنی هرکاری از دستمان برمی‌آید، انجام دهیم. هیچ کاری در دنیا مفیدتر از کار کردن روی خودمان نیست. باید روی خود کار کنیم. هر کس این کار را انجام دهد، خدمت بزرگی به جامعه خواهد کرد.

✍️نکته:

خلاقیت ذات اصلی ما است. دانستن، عمل کردن و پیدا کردن راه، به‌طور طبیعی در درون ما گذاشته شده‌است.

✍️نکته:

ما باید شاهد و ناظر ذهنمان شویم. باید چشم سبب‌بینمان را کور کنیم تا بتوانیم از فضایی که در درونمان باز می‌شود ناظر دردها، رنج‌ها و حس ناقابلی و بی‌کفایتی خود شویم. تا آفتاب حضورمان طلوع کند و بتوانیم خود را به‌عنوان امتداد خداوند شناسایی کنیم.

✍️ نکته:

غیر از خداوند در جهان وجود ندارد،  پس هر لحظه باید او را ببینیم، نه این‌که حواسمان پرت شود و مدام  متوجه سبب‌ها باشیم.

✍️نکته:

وقتی ما به عقل منِ ذهنی اجازه می‌دهیم در کار ما دخالت و یاوه‌گویی کند، از ادب و نزاکتی که خداوند هر لحظه از ما انتظار دارد، دور می‌شویم.

✍️نکته:

ممکن است کسی ده سال روی خود کار کند، امّا باز هم به گذشته برود. می‌گوید دیگران نمی‌دانند گذشته‌ام چه‌ بوده، در کودکی کتکم زدند و در جوانی‌ سختی زیادی کشیدم. منِ ذهنی او را به زمان روانشناختی می‌برد، اما با خواندن ابیات و تکرار آن‌ها، همه‌چیز برایش روشن خواهد شد چون مولانا می‌گوید همهٔ این‌ها را فراموش کنید. ابیات را تکرار کنید تا بفهمید که همهٔ اتفاقات برای این بوده که روی خود کار کنید و آن دردها و غبارها را با حمام کردن روح بشویید و بیرون بریزید.