✍️نکته:
تشکر از مولانا، درواقع همان بهکار بردن دانش او است که با این دانش ابتدا زندگی شخصی خود را از منِ ذهنی نجات دهیم، سپس به دیگران خدمت کرده و آنها را بهصورت زندگی شناسایی کنیم.
✍️تجربه شخصی:
وقتی ابیات را تکرار میکنم، ناخودآگاه دوست دارم باز هم بیشتر تکرار کنم، این کار تلاشِ مرا بیشتر کرده و باعث میشود تمرکزم روی خودم باشد. قبلاً وقتی ابیات را میخواندم، میدیدم که فکرها هنوز هم در حرکت هستند و نمیتوانم روی خود تمرکز کنم، اما الآن چون ابیات را بیشتر تکرار میکنم، فضای خالی بین فکرهایم بیشتر شده و تمرکزم روی خودم است.
✍️نکته:
اگر بخواهیم به بینهایت و ابدیت خداوند زنده شویم، باید تمرکزمان روی خود باشد. اگر تمرکزمان روی دیگران باشد، منِ ذهنیمان قویتر و نور، عشق و خدائیتمان ضعیفتر میشود. بهتدریج که به قول مولانا، دَمِ منِ ذهنی سُکسُته میشود، میبینید آن باشندهای که آن زیر دارد مرتب حرف میزند، اصلاً دیگر نیست.
دم نزنم زآنکه دمِ من سُکُست
نوبتِ خاموشی و ستّاری است
مولوی، دیوان شمس، غزل شمارۀ ۵۱۲
آن موقع است که شما خودتان شدهاید. خودِ خودتان شُدهاید و بهترین حالت خودِ خود شدن ما یعنی تبدیل به همین نورِ ایزدی شدن و هشیاری حضور شدن است؛ در این حالت شما دوست دارید سکوت کنید. در این حالت دوست دارید مرکزتان عدم باشد و اصلاً دوست ندارید در کار دیگران دخالت کنید. اشتیاقِ نصیحت به دیگران و تغییر دیگران هم از بین میرود و شما فقط میخواهید خودتان را تغییر دهید.
✍️تجربه شخصی:
من همیشه بزرگترین ضربه را از پندار کمالم خوردهام. بهعنوان مثال وقتی میخواهم ابیات را تکرار کنم، فکر میکنم باید تمام مثنوی و دیوان شمس را بخوانم؛ در نتیجه تندتند بیتها را میخوانم و خیلی عجله میکنم.
کاین تأنّی پرتوِ رحمان بُوَد
وآن شتاب از هَزّهٔ شیطان بُوَد
مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۵۹
✍️نکته:
شما که بهعنوان یک انسان معمولی زندگی میکنید، باید سر کار بروید، پول دربیاورید و یا کارهای خانه را انجام دهید، بنابراین وقت ندارید که همهٔ مثنوی و یا دیوان شمس را بخوانید. وقت خود را تلف نکنید، با برنامهٔ گنج حضور پیش بروید، به طرح برنامه توجه کنید، «ترکیب، ترتیب، تکرار» را رعایت کنید، تعهد داشته باشید و تمرکزتان روی خودتان باشد.
