✍️نکته:
وقتی از دیگران توقع دارم به من تأیید و توجه و عشق بدهند، پس به فضای یکتایی این لحظه نمیتوانم راه پیدا کنم، چون از دیگران چیزی میخواهم. اگر از خداوند بهشت یعنی خودش را طلب میکنم، پس هرگز با منذهنیام نباید از کسی چیزی بخواهم.
✍️تجربه شخصی:
قبل از آشنایی با گنج حضور، مدام گدای عشق و تأیید و توجه از دیگران و همسرم بودم، غافل از اینکه نیروی عشقی الهی در درون خودم هست.
✍️نکته:
خداوند حتی ذرّهای جَهد بیشتر شما را نیز میسنجد. هر کسی در این راه کار کرده و ابیات را تکرار میکند، روی او اثر دارد. ممکن است اثرش را نتواند اندازه بگیرد، ولی بیتردید ترازوی خدا آن را میسنجد.
ذرّهای گر جهدِ تو افزون بُوَد
در ترازویِ خدا موزون بُوَد
مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ٣١۴۵
کمی که جَهد میکنید، متوجه میشوید خرابکاریِ منِ ذهنیتان کمتر شدهاست. وقتی آگاه میشوید که چه جاهایی دارد تخریب میکند، بعد از آن بهتدریج دیگر تخریب نمیکند.
✍️نکته:
ما درحالیکه در این تن زنده هستیم، میتوانیم به فضای یکتایی منتقل شویم و آسمان درونمان گشوده شود. وقتی در مرکز انسان هیچ همانیدگی وجود نداشته باشد، دیگر در چاهِ تن نمیماند.
✍️تجربه شخصی:
بعد از مدتها نگاه کردن به برنامهٔ گنج حضور، متوجه شدهام که شب و روز باید ابیات مولانا را تکرار کنم تا بفهمم منِ ذهنی چقدر خروب است. به چند دقیقه تکرار نباید بسنده کنم.
عاشقِ حالی، نه عاشق بر مَنی
بر امیدِ حال بر من میتَنی
مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۱۴۲۸
با خواندن این بیت متوجه شدم چقدر دنبال بهتر کردن حال منِ ذهنیام بودهام. فهمیدم که باید حال منِ ذهنی را کنار بگذارم و مرکزم را با فضاگشایی عدم کنم.
✍️نکته:
اگر جوانان سرکشی و عصیان منِ ذهنی را شناسایی کنند، با کمی دردِ هشیارانه کشیدن و با استفاده از ابیات مولانا و تکرارِ آنها میتوانند تغییر کنند و زندگیشان را درست کنند. در هر وضعیتی که هستید، اگر هنوز بهطور کامل مرکزتان را پاک نکردهاید، بدانید که خرّوب هستید و حتماً سهمی در خراب کردن زندگی خود و دیگران دارید. حسّ مسئولیت داشته باشید. با منِ ذهنی نگویید همهٔ کارهای من درست است و دیگران خراب میکنند. این حرف اوج افسانهٔ منِ ذهنی و پندار کمال است.
✍️نکته:
ما دراثر خواب بودن در ذهن، اشتباهات زیادی میکنیم و نتیجهٔ بدِ آن را در بچههایمان، روابطمان و بدنمان میبینیم. میبینیم که با استرسهای بیهوده، با خشم و با واکنشهای غیر لازم به بدنمان ستم کردهایم.
