✍️تجربه شخصی:
اوایل که برنامهٔ گنج حضور را میدیدم اصلاً نمیدانستم همانیدگی، مرکز عدم، تسلیم، شکر و پرهیز چیست و همیشه اینها را با منِ ذهنی انجام میدادم. با تکرار ابیات و مداومت در این کار توانستم، آنها را عملاً به کار بگیرم و نقصهایم را یکی یکی بشناسم و برطرف کنم.
هرکه نقصِ خویش را دید و شناخت
اندر اِستکمالِ خود، دواسبه تاخت
مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۳۲۱۲
✍️نکته:
راه اصلاح و پیشرفت این است که خانوادهها بهجای صحبتهای منِ ذهنی، به مولانا رو آورند، درمورد ابیات با هم صحبت کنند، معنی آنها را پیدا کنند و به هم یاد دهند که چهطور ابیات را در عمل بهکار ببرند.
اگر کسی خواست ما را از جنس خود کند، این ابیات را بخوانیم:
مرغِ خویشی، صیدِ خویشی، دامِ خویش
صدرِ خویشی، فرشٍ خویشی، بامِ خویش
مولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۸۰۷
جوهر آن باشد که قایم با خود است
آن عَرَض باشد که فرعِ او شدهست
مولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۸۰۸
✍️تجربه شخصی:
قبل از آشنایی با برنامهٔ گنج حضور، آنقدر منِ ذهنیام قوی بود که هر جا پا میگذاشتم خرابکاری میکردم. همه از من دور میشدند. مرتّب اخبار سیاسی و سریالها را دنبال میکردم. اصلاً شاد نبودم و همیشه غمگین بودم. آنقدر عصبی بودم که مشکلات گوارشی پیدا کردم و پنج بار معدهام را عمل کردم. پزشکها مرا جواب کردند و گفتند دیگر نمیتوانند کاری برایم بکنند. اما اکنون پس از آشنایی با برنامهٔ گنج حضور، حالم کاملاً خوب شده، چون همانیدگیهایم را شناسایی میکنم، دیگر حرص نمیخورم، عصبانی نمیشوم، دائماً تمرکزم روی خودم هست و کاری به دیگران ندارم. به منِ ذهنیام بیاعتنایی میکنم، اما جنگی هم با آن ندارم. تمام کارهایم را خودم انجام میدهم، هیچ توقعی از دیگران ندارم و مسئولیتِ هشیاریام را به عهده میگیرم. میگویم من مسئول دیگران نیستم و باید در زمین خودم خانه بسازم. هیچ چیزی از خدا نمیخواهم. از تنهاییام لذت میبرم درحالیکه قبلاً خیلی از تنهایی میترسیدم.
✍️نکته:
خداوند هر لحظه ما را امتحان میکند که آیا او را میبینیم یا نه؟ آیا اجازه میدهیم فضای درونمان باز شود؟ یا نه منقبض میشویم، درد و غم را تولید و پخش میکنیم. ما بهصورت منِ ذهنی، منِ ذهنیساز هستیم. دیگران را، مخصوصاً بچههایمان را به بُتپرستی دعوت میکنیم، از آنها منِ ذهنی درست میکنیم و هرلحظه به آنها میگوییم: «آفلینِ ذهنی را بپرست.» ما مجبورشان میکنیم که همانیدگیها را بهجای خداوند در مرکزشان بگذارند. خداوند میفرماید ما خودمان را در سینهٔ تو گذاشتهایم، اما متأسفانه ما در سینهٔ دیگران، درد میگذاریم.
