✍️تجربه شخصی:
وقتی تمرکزم روی خودم نیست و «اَنْصِتوا» را فراموش میکنم، زبانم شوم میشود. همچنین هنرهای خود را به نمایش میگذارم، مضرّات قرین را فراموش میکنم و دیگران جنس مرا تعیین میکنند. وقتی تمرکزم روی خودم نیست، با خودم در صلح نیستم، حس حقارت و ناقابلی میکنم، به سببسازی در ذهن مشغول میشوم. با کاهلیِ منِ ذهنی شروع به تخریبِ زندگیام میکنم و تلاشم را متّکی به تأیید دیگران میکنم. اما وقتی تمرکزم روی خودم هست، چیزی را جدّی نمیگیرم و کسی هم نمیتواند مرا جدّی کند. وضعیتها خودبهخود حل میشوند چون از چیزهای اینجهانی چیزی نمیخواهم و میدانم که من مهمانِ خدا هستم.
✍️نکته:
همهٔ بیمرادیها بهوسیلهٔ زندگی صورت میگیرد، تا ما خود را تغییر دهیم. از خود بپرسیم که من چگونه باید خودم را تغییر دهم؟ باید در خانه حاضر باشیم.
لیک حاضر باش در خود، ای فتیٰ
تا به خانه او بیابد مر تو را
مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ١۶۴٣
✍️نکته:
اگر در خانه حاضر باشیم، خداوند ما را در خانه پیدا میکند و پیغامش را میدهد. عملِ شما این است که چطور با این پیغام که از زندگی میگیرید، خود را تغییر دهید. خود را تغییر دهید، نه رئیس، فرزند و همسرتان را. با تغییر خود، روی دیگران هم تأثیر خواهیم گذاشت، ولی تمام حواسمان باید به تغییر خودمان باشد نه دیگران.
✍️نکته:
ما قبلاً هر کاری کردیم با «میدانم»، سببسازی و الگوهای اشتباهِ تقلیدی بودهاست، ولی باز هم میخواهیم همان راهها را ادامه دهیم. اصلاً فکر نمیکنیم که این راهها درست نبوده، چون اگر درست بود وضعیت درونی و بیرونیمان بهتر میشد. باید در این لحظه با «نمیدانم»، به خداوند اجازه دهیم درونمان را باز کند تا راهحلهای جدید بهوجود بیاید. اگر اتفاقی به نظرمان خوب نبود، ناله و شکایت نکنیم، بلکه به خود نگاه کنیم، ایراد خود را ببینیم و بگوییم حتماً این لحظه و این وضعیت به نفع من است.
✍️نکته:
پرهیزگار کسی است که همانیدگیها را به مرکزش نمیآورد و برحسب آنها نمیبیند، هر لحظه با تسلیم و فضاگشایی مرکزش را عدم نگه میدارد و از این مرکزِ عدم عاشقانه مراقبت میکند.
✍️نکته:
تبدیل شدن مستلزمِ داشتن طلب، کار و تلاش، تمرکز بر روی خود، حفظ و تکرار ابیات و همچنین جذب و عطای تبدیلکنندهٔ کُل یعنی خداوند است. عطای خداوند بستگی به نقش زشت و خوبِ نقشهای دنیوی ما ندارد. ما در هر لحظه و در هر حالی که هستیم باید فضا را باز کنیم، تسلیم شویم و فقط دائماً خدا را طلب کنیم.
منگر اندر نقشِ زشت و خوبِ خویش
بنگر اندر عشق و، در مطلوبِ خویش
مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۱۴۳۷
