✍️تجربه شخصی:
من سواد آنچنانی ندارم. قبلاً از اشعار مولانا چیزی نمیفهمیدم ولی این برنامه به راحتی همهچیز را به من فهماند. دانش مولانا بسیار ساده است، اینکه من باید باشم و فقط باید حضور داشته باشم. اکنون در وجودم رقص و پایکوبی است. با وجود اینکه در حساب بانکیام مقدار کمی پول دارم ولی احساس نیاز به هیچچیز ندارم و غنیِ غنی هستم. نه اینکه بیپولی خوب باشد ولی دیگر حرص و ترس برای آن از بین رفتهاست. آن زندگی که تا الآن کردم، زندگی نبود. زندگی واقعی چیزی ورای این است. من همیشه بوده و هستم، اصلاً نمیمیرم. چرا میترسم بمیرم؟! من بینیاز، ثروتمند، غنی و خوشحال هستم.
✍️نکته:
زندگی ما به محتوایی که ذهنمان نشان میدهد بستگی ندارد. یک زن و شوهر فقیر اگر دوست و همدم باشند و به همدیگر عشقِ واقعیِ برخاسته از حضور داشته باشند، میتوانند در گرمای این دوستی، به هر صورتی زندگی کنند.
✍️نکته:
مولانا یادآوری میکند که برای خلاص شدن از وابستگیها، به گُل نگاه کنیم که چگونه لایهلایه خرقههایش را میدَرد و زیبایی و بوی عطرآمیزش را به اطراف پراکنده و پخش میکند.
✍️تجربه شخصی:
همسرم زودجوش و عصبی است و از همه چیز، از جمله غذا ایراد میگیرد. من تمام وقتم را برای درست کردن غذا صرف میکردم. با اینکه همه از دستپختم تعریف میکردند، ایشان همچنان از من ایراد میگرفت. هزاران راه را امتحان کردم، از قهر کردنهای طولانی تا بیخیالی و حاضرجوابی. ولی فقط و فقط یک راه تأثیر داشت، فضاگشایی و محبتِ بدون توقع.
✍️تجربه شخصی:
من همیشه درگیر وضعیتهایی هستم که در زندگیام پیش میآید. منِ ذهنیام مدام میگوید تو مشکل داری، تو درگیر وضعیتها هستی و هنوز لیاقت تغییر کردن را نداری. اما این بیت جناب مولانا که من همیشه با خودم تکرار میکنم، کمک بسیار زیادی به من کرد:
حَیْثَ مٰا کُنْتُمْ فَوَلّو وَجْهَکُمْ
نَحْوَهُ هٰذَاَلّذی لَمْ یَنْهَکُمْ
مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۷۴۵
معنی بیت این است که: در هر وضعیتی که هستید، با فضاگشایی روی خود را به سوی خداوند کنید. این تنها کاری است که خدا شما را از آن باز نداشته است.
