✍️تجربه شخصی:
ترکیب، ترتیب و تکرار ابیات هر برنامه واقعاً انسان را زنده میکند. تکرار ابیات انرژیام را صد چندان میکند. از صبح که بیدار میشوم، اشتیاق دارم که ابیات را بخوانم. قبلاً نمیتوانستم صبح زود بیدار شوم، اما الآن ساعت پنج صبح بیدار میشوم و تا ساعت هفت که سر کار بروم، بیتها را میخوانم. تکرار ابیات ذهن را خاموش میکند، طوریکه برای حل مسائل نیازی به فکر پشتِ فکر منِ ذهنی نداریم. الان آگاه هستم که منِ ذهنی مهمترین مانع ما است. با تمرکز روی خود و تکرار ابیات، منِ ذهنی خاموش میشود و از تحقیر و سرزنش خود نیز رها میشویم.
✍️تجربه شخصی:
پنج شش سالی است که با برنامه آشنا هستم. شب و روزم با این اشعار میگذرد. وقتی منهای ذهنی به من حمله میکنند، بیت مناسبی را میخوانم و چنان آرام میشوم که خودم تعجب میکنم. ابیات را بهصورت دو و سه یا چند بیتی دستهبندی کردهام. هرجایی که معطل میشوم اعم از مترو، پیادهروی یا بانک، ابیات را با خودم تکرار میکنم.
✍️نکته:
ما فکر میکنیم مشکلاتمان بیشتر از دیگران است، ولی هر کسی مشکلات خودش را دارد. درواقع منِ ذهنی در بدبختی و درد و مشکلات هم میخواهد احساس برتری کند.
نکته: منهای ذهنی هیاهو را دوست دارند. اگر شخصی به خودش بپردازد، از درون فضا را باز کند، به زندگی زنده شود و در درونش بزم خداوند برپا شود، میگویند این مُرده است، چون با ما همراهی نمیکند و بدِ مردم را نمیگوید.
✍️نکته:
قدرشناسی ما از خداوند یعنی با فضاگشایی زندگی را در این لحظه زندگی کردن و دیگران را بهصورت زندگی شناختن، ولو اینکه آنها سرکشی کنند.
✍️نکته:
مهار کردنِ نیروی تخریب در ذهنِ جسمپرست، از طریق قانون، تغییر دولتها، سیاست و باورپرستی امکانپذیر نیست. این راهها ذهنی و بیفایده هستند. مولانا میگوید راه نجات در خاموشیِ ذهن، شناسایی خود بهعنوان بینهایت زندگی، عشق، خرد و جاودانگی و دیدن این ویژگیها در انسانهای دیگر است.
✍️نکته:
ما باید قدر زبان شیرین فارسی و تکتک ابیات مولانا را بدانیم و آنها را به فرزندانمان یاد دهیم، زیرا این ابیات طلا و جواهرات یگانهٔ بشریت هستند که در زبانِ مادریِ ما شکوفا شدهاند.
