✍️نکته:
یکی از جنبههای قانون جبران که باید خوب یاد بگیریم این است: «بدانیم که نمیدانیم». اگر ما این موضوع را درک کنیم، قانونِ جبران در مقابل خداوند و زندگی را یاد گرفتهایم. مثلاً بسیاری از افراد در رأس کاری قرار گرفتهاند که انجام آن را بلد نیستند، در نتیجه باعث خرابکاری میشوند. اگر کسی بهطور قطع و یقین بداند که نمیداند، در این لحظه به خرد زندگی دست پیدا میکند.
✍️نکته:
ما در این لحظه توانایی انتخاب و اختیار داریم که آیا به ندای دیوِ نَفْس گوش دهیم یا به ندای زندهکنندهٔ زندگی؟ ما با قبول کردن ندای منِ ذهنی به درد و غم فرورفته و به خروّبیّت خود ادامه میدهیم، اما با پذیرفتن ندای زندگی، همین لحظه خرابکاری ما متوقف شده و سازنده میشویم.
✍️نکته:
در ما یک هشیاری وجود دارد که صاحبِ هر خاصیتی است. مثل زمین که هرچه در آن بکاری اعم از هویج یا سیب همان رشد میکند. همان خاصیتی که زمین دارد، ما نیز داریم! با فضاگشایی تخم عشق و خرد میکاریم. با فضابندی تخم درد و خرابکاری.
تاجِ کَرَّمْناست بر فرقِ سَرَت
طُوقِ اَعْطَیناکَ آویزِ برت
مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۳۵۷۴
✍️نکته:
نباید هیچ دردی را به هیچ دلیلی با خود حمل کنم چون هر لحظه، مرکز من در بیرون منعکس میشود. گذاشتن هر همانیدگی در مرکز، درد ایجاد میکند. امکان ندارد چیزی در مرکزمان بگذاریم و بعد، از این کار پشیمان نشویم.
✍️نکته:
هیچکس و هیچچیزی در جهان نمیتواند به ما کوچکترین ضربهای بزند. فقط دیدِ ما در منِ ذهنی است که به ما ضربه میزند، نه هیچچیز دیگر.
✍️نکته:
وقتِ ما که در عُمْرِ ما خلاصه میشود، بسیار ارزشمند است. نباید وقتمان را با دیدن فیلم، بازی کردن یا گشت و گذارهای بیهوده هدر دهیم. وقتِ ما یک سرمایهی گرانبهاست. زندگی این عُمْر را به ما هدیه داده که آن را صرفِ شکوفایی معنوی و مادی خود کرده و قرین مناسبی چون مولانا انتخاب کنیم تا روزبهروز به شادی و انرژیمان افزوده شود و به منظورِ اصلیمان زنده شویم.
✍️تجربه شخصی:
قبلاً اگر دچار قبض یا بیمرادی میشدم و فکرها حمله میکردند، نمیتوانستم از دستشان رها شوم، ولی الآن تعداد زیادی بیت حفظ هستم که با تکرار آنها به این فکرهای آفل پایان میدهم.اکنون یاد گرفتهام که رضایت و پذیرش داشته باشم، تسلیم باشم، اتفاق این لحظه را بپذیرم و خوب و بد نکنم، چراکه راهحل همهٔ مشکلات، تسلیم و رضایت است.
