قبلاً از لحاظ جسمانی بسیار بیحال و بیحوصله بودم، زندگی برایم خستهکننده و غیر قابل تحمل بود، چون خداوند پارک ذهنیام را بههم ریخته بود و هر روز بر دردهایم اضافه میشد. پس از آشنایی با گنج حضور، دردهایم را شناسایی کردم و گذشتهام را بخشیدم. شناسایی کردم که من، منِ ذهنی و داستانش نیستم. متوجه شدم همهٔ مردم مأموران خداوند هستند و وظیفه دارند مرا از خواب ذهن بیدار کنند. بنابراین دست از سببسازی و ملامت خود و دیگران برداشتم. دانستم زندگی در وجود هر کسی با طرح خود، درحال کار است، بنابراین من نباید نگران دیگران باشم یا بخواهم آنها راتغییر دهم.
نکته:
تو را هر آنکه بیازرد، شیخ و واعظِ توست
که نیست مهرِ جهان را چو نقشِ آب قرار
مولوی، دیوان شمس، غزل ۱۱۳۴
آنچه در زندگی عامل رنج ماست، بهترین معلم معنوی ماست.
نکته: خاصیت «میدانم» در وجود ما درحال خرابکاری است. لازم نیست «میدانم» را به زبان بگوییم، همینکه فضاگشایی نمیکنیم، یعنی این خاصیت در ما وجود دارد.
نکته: هر کسی به ما درد بدهد، دارد به ما سود میرساند، چون باعث میشود فضا را باز کنیم و به خدا پناه ببریم. در مقابل هر کسی که منِ ذهنی ما را بزرگ کند، دارد ما را از منظور آمدنمان دور میکند.
نکته: هر کسی در زندگی ما هر کاری میکند، فقط بهانهای است برای صبر ما، آزمونی است برای ما تا صبر و فضاگشایی کنیم و از آن فضا عشق و خرد خداوند را پخش نماییم.
نکته: ما نمیتوانیم باورها، رفتارها، عادتها و واکنشهای زشت مرکز جسمی را نگه داریم و انتظار داشته باشیم اوضاع و احوال خرابمان بهتر شود، اگرچه بلد باشیم از عشق، عرفان، هستی، معنویت و خدا حرف بزنیم!
نکته: آموزش مولانا یک دانش ذهنی نیست که با جمع کردن آن، پس از مدتی به منصب معلمی برسیم، بلکه باید «منصب تعلیم» را کنار بگذاریم و همیشه گوشمان در حال گرفتن پیغام باشد.
نکته: اگر منِ ذهنی را مدیریت نکنیم، همیشه میگوید حق با من است، حس دلسوزی دیگران را تحریک میکند، مقاومت میکند و میخواهد بهجای خود، دیگران را تغییر دهد.
نکته: خَلق نو و صنع، تنها در سطح اجسام نیست، بلکه خلقِ لحظهبهلحظهٔ هشیاریمان نیز هست. قلم زندگی هرلحظه دارد هشیاری ما را مینویسد پس ما باید آمادهٔ شنیدن قرآن درونمان باشیم.
تجربه شخصی
هر روز صبح ورزش میکنم و ابیات مولانا را میخوانم. در این سن و سال بالا علیرغم اینکه قبلاً از زبان انگلیسی خوشم نمیآمد، شروع به یادگیری آن کردهام و بسیار لذت میبرم.
نکته: یکی از بهترین لذتهای جهان «یاد گرفتن و یاد دادن» است. اگر خانواده تبدیل به چنین کلاسی شود، محیط خانه لذتبخش و بدون دعوا و درگیری میشود چون منذهنی فرصت پیدا نمیکند که خانواده را مسموم نماید. محیط خانواده دراثر صحبتهای هرز و غیر لازم، بههم میخورد اما وقتی که چند نفر دُور هم ابیاتی از مولانا را میخوانند و ایراداتشان را برطرف میکنند، در چنین خانوادهای اوقات تلخی پیش نمیآید. خانوادهها دراثر صحبتهای هرز و غیر لازم، بههم میخورند. ولی وقتی چند نفر دُور میگردیم یک بیتی از مولانا میخوانیم و ایرادمان را برطرف میکنیم، در این خانواده دیگر اوقات تلخی پیش نمیآید.
