| |
سال اولی که گنج حضور نگاه میکردم، بهشدت مریض شدم، اصلاً نمیدانستم باید چه کنم ولی به حرف شما و بینندگان اعتماد کردم که میگفتید به هر قیمتی هست باید ادامه دهید. گفتم دلیل بیماریام این است که چیزهایی در درونم دارند شخم میخورند، تمام سمومی که وارد بدنم کردهام، دارند زیر و رو میشوند و بیرون آمدنشان راحت نیست. فقط توکل کردم، دردهای شدید جسمی را با خواندن ابیات مولانا آرام میکردم و نگاه میکردم که درد چگونه در بدنم میپیچد. الآن نود درصد حالم بهتر شدهاست.
نکته: مقاومت سبب میشود که بدن نتواند درست کار کند و ما سَم خرّوب منِ ذهنی را به بدنمان بریزیم. هرچه با آموزش مولانا جلو رویم، بیشتر یاد میگیریم، مقاومت کمتر میشود و کمتر خود را مسموم میکنیم. بهتدریج خواهیم دید فکر، حافظه و بدنمان بهتر کار میکند و فکرهایمان خلاق میشود. حتی بدنمان نیز فوراً از بیمقاومتی و بازی گرفتن اتفاق، اثر میپذیرد. هیچ لحظهای نیست که خداوند از ما نپرسد مرا میخواهی یا چیزی که ذهن نشان میدهد را؟ باید بگویید تو را میخواهم یعنی فضا را باز کنید، وگرنه رفوزه میشوید و نمیتوانید خود را جمع و جور کنید.
نکته: غریق نجاتی همچون مولانا، بسیار تلاش میکند و مکرراً به ما میگوید: بیدار شوید، بیدار شوید! بیایید کنار، بیایید کنار! جاهای خطرناک نروید تا در دریای وضعیتهای زندگی غرق نشوید. فقط کسی مانند مولانا میتواند ما را که در گرداب ذهن افتادهایم، نجات دهد. تمرین فضاگشایی و تکرار ابیات که همان تمرین شنا است، به ما کمک میکند از این گرداب ذهن نجات یابیم.
تجربه شخصی
من متوجه شدم خشم، ترس و اضطراب ریشهٔ تمام بیماریها، حتی یک سرماخوردگی ساده است. من در یک سال گذشته که ابیات مولانا را تکرار میکنم و تغذیهٔ سالم نیز دارم، اصلاً سرما نخوردم. فضاگشایی همراه با محبت و صداقتی که به خود و به دیگران ابراز میکنیم، هم چهرهٔ ما را زیبا میکند و هم به ما سلامتی میدهد.
نکته: وقتی عزمها و قصدهای ما درست درمیآید و به بعضی خواستههایمان میرسیم، فکر میکنیم دستآوردهای خودمان است. درصورتیکه کار زندگی است. یکی از بزرگترین اشتباهات ما این است که به دستاوردهایمان میچسبیم، بنابراین وقتی میخواهند از دستمان بروند، دچار درد میشویم.
