✍️تجربه شخصی:
وقتی بیمراد شده یا دچار قبض میشوم، میفهمم هنوز به بعضی چیزها در مرکزم چسبیدهام. بنابراین سریع آن اتفاق را یادداشت میکنم و مینویسم که چرا این حس را دارم؟ سپس با نگاه ناظر تمام جوانب موضوع را میبینم و در درونم شناسایی میکنم تا ابعاد موضوع برایم باز شود. این همان بهشت پنهانشده در دل بیمرادیها است چون هر شناسایی ما را به خدا نزدیکتر میکند.
✍️نکته:
ما فقط برای دو کار به این دنیا آمدهایم، یکی اینکه انسانها را بهصورت زندگی شناسایی کنیم و دوم اینکه خدمت کنیم. به غیر از این دو، هر کار دیگری بکنیم، باطل است.
✍️نکته:
ما باید درآمد داشته باشیم و پول درآوریم ولی پول باید در حاشیه باشد و به مرکزمان نیاید. پول بسیار خوب است و اگر نباشد نمیتوان زندگی کرد، عشق به پول است که ما را بدبخت میکند. هر اتفاقی که در زندگی ما میافتد، پیغامش این است که فضا را باز کن، هیچ پیغام دیگری ندارد. مثلاً اگر کسی پولمان را نمیدهد و ما عصبانی میشویم و واکنش نشان میدهیم، پس پول در مرکزمان است، چون فضا را باز نکردیم تا راه و چاره را با خرد کل پیدا کنیم.
✍️نکته:
طرح زندگی بسیار ساده است. زندگی میگوید من تو را به این جهان آوردم، اما تو از من آگاه نیستی، چیزها را مرکزت میگذاری و برحسب آنها دنبال کام میگردی، من نیز تو را ناکام میکنم. تا بالاخره از خود بپرسی چرا من همیشه ناکام میشوم؟ آنگاه به یاد من یعنی خداوند بیفتی. اما متأسفانه هنگام ناکامی، بهجای فضاگشایی و به یاد خداوند افتادن، مدام ناله و شکایت میکنی.
✍️نکته:
تا به جاروبِ لا نروبی راه
نرسی در سرای الّا الله
سنایی، حدیقةالحقیقه، باب اوّل، در توحیدِ باریتعالیٰ
تمام اسلام در کلمهٔ «لاالهالاالله» نهفته است، یعنی بتهای آفل را «لا» کنید.
✍️نکته:
یکی از ترفندهای منِ ذهنیِ معنوی برای حفظ هویت مجازی، دروغ گفتن یا پنهان کردن حقیقت است. اصل وجود منِ ذهنی تخلف از قانون هستی است و منِ ذهنی برای پوشاندن این گناه دروغ میگوید.
✍️نکته:
ابلیس به همانیدگیهایی که ما حقیر میپنداریم نیز خشنود است، بنابراین نباید به کوچکی همانیدگی نگاه کنیم، بلکه باید به بزرگی خدایی که به او گستاخی کردهایم، نگاه کنیم.
✍️نکته:
شادیهای زودگذر، ما را از راهمان منحرف کرده و به بیراهه میبرد. زیاد شدن این بیراههها و انباشته شدن فکر روی فکر، ما را از مسیر اصلی دور میکند و منِ ذهنی را به خواستهاش میرساند. جهنم در خوشیهایی است که منِ ذهنی انتخاب میکند و بهشت در چیزهایی است که منِ ذهنی نمیپسندد و برایش ناخوشایند است، چون باعث فضاگشایی ما میشود.
