✍️تجربه شخصی:
من فکر میکردم آدم بسیار آرام و صبوری هستم. با تکرار ابیات مولانا متوجه شدم که با شتاب و عجله کار میکنم و در کارها تأنی و درنگ ندارم.
ز غنایِ حق بِرُسته، ز نیاز خود بِرَسته
به مشاغلِ اَنَاالحَقْ شده فانیِ مُلَهَّب
مولوی، دیوان شمس، غزل ۳۰۱
من فکر میکردم هیچ خواستهای ندارم اما با تکرار این بیت متوجه شدم من اصلاً از نیازهایم پایین نیامدهام و چقدر خواسته پشتِ خواسته دارم که تمامی ندارند!
✍️نکته:
شما در حوالی پانزده تا بیستسالگی، نیازهای خاصی دارید، منِ ذهنی میخواهد طوفان به پا کند و واکنش نشان دهد. باید مواظب خود باشید و به برنامهٔ گنج حضور بچسبید. اگر با برنامه باشید، از این گذرگاه بهراحتی عبور خواهید کرد.
✍️نکته:
با خود مهربان باشید. وقتی متوجه اشتباهتان شدید، خود را ببخشید، دوباره برگردید، بلند شوید و خود را اصلاح کنید. طرح این است که ما همیشه در حال یادگیری باشیم.
✍️نکته:
کسی که در این لحظه فضابندی میکند، درواقع بهوجود خود آسیب میزند و هر لحظه به خود و به دیگر موجودات میگوید من شایستگی ندارم. منِ ذهنی میگوید من خودم را بهعنوان زندگی شناسایی نمیکنم، خود را نمیشناسم و دیگران را هم بهعنوان امتداد خدا، نمیتوانم شناسایی کنم.
✍️نکته:
شادی اصیل و واقعی از درون به بیرون میآید. شادیهای بیرونی همه گذرا و فانی هستند، پس چه بهتر که دلبستهٔ آنها نشویم و آنها را در مرکز خود قرار ندهیم.
✍️نکته:
ما بزرگترین دشمن خود هستیم. تا منِ ذهنی را به صفر نرسانیم، هرگز آرامش نخواهیم داشت، بنابراین تا این جسم زنده است و کار میکند، باید تلاش کنیم که از ذهن بیرون بیاییم.
آبْ ذکرِ حقّ و، زنبور این زمان
هست یادِ آن فلانه وآن فلان
مولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۴
✍️نکته:
کسانی که به برنامهٔ گنج حضور گوش میدهند و پس از مدتی اوضاع و روابطشان در کار و خانواده درست میشود، نباید برنامه را رها کنند و افتان و خیزان روی خود کار کنند. زندگی این کار را نمیپسندد. زندگی لحظهبهلحظه به ما پیغام میدهد و ما را رها نمیکند. ما باید تمام اشکالات خود را پیدا کنیم و آنها را برطرف نماییم. نباید فکر کنیم اشکالاتمان تمام شده و متوقف شویم. در اوج خِرد، چیزهایی بنویسید که وقتی درمانده میشوید، به دردتان بخورد. آنها را بخوانید و بگویید من این چیزها را از مولانا یاد گرفتهام و به آنها عمل خواهم کرد. بگویید اینها را زمانی که هشیار بودهام و صُنعم کار میکرده نوشتهام، پس درست هستند، اما الآن به ذهن برگشتهام و غلط فکر میکنم. پس باید سببسازی را رها کرده و طبق گفتههای مولانا عمل کنم و فضا را باز کنم.
