✍️نکته:
خانمها فرداً و جمعاً دستبهدست هم دهند و بگویند که ما میخواهیم دردهایمان را بیندازیم. انداختن درد مساوی است با درست کردن نسل بشریت.
✍️نکته:
من ذهنی در ذهن که فضای عمل او است مانند شیر است و اصلاً کوتاه نمیآید. این شیر بودن او وقتی ما به ذهن کشیده میشویم، ما را به زمین خواهد زد. اگر در فضای گشودهشده باشیم، من ذهنی با فنهایش از جمله خشم، ما را به ذهن میکِشد. مثلاً اگر حرفی بزنیم که دارای بار شرطیشدگی است، فوراً به ذهن کشیده میشویم.
✍️نکته:
بنابراین وقتی مورد حملهٔ من ذهنی قرار میگیریم باید ابیات را تکرار کنیم، اخلاقمان را بهتر کنیم، نرم شویم و صبر کنیم.
صبر کن، نَک آمدم، ای روشنی
نیستم غافل که در گوشِ منی
مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۳۰۶۴
✍️نکته:
اگر کسی دارد روی خود کار میکند، باید او را حمایت کنیم و از او ایراد نگیریم. نگوییم ده سال است مولانا گوش میکنی و روی خود کار میکنی پس چرا حالت خراب شد و خشمگین شدی. نباید کسی را که سالها است روی خود کار میکند قضاوت کنیم. حتی معلمِ کلاس مولانا ممکن است ناگهان خشمگین شود. این دلیل نمیشود که بگوییم مولانا روی او اثر نداشته و آموزشش کار نمیکند.
✍️نکته:
عدهای حملههای من ذهنی را منفی تعبیر میکنند و ناامید میشوند، عدهای هم میگویند این یک آگاهی است که زندگی به من میدهد تا نشان دهد که این من ذهنی و دردش هنوز تمام نشدهاست.
✍️نکته:
مواظب خود باشید، نگذارید انرژیای که در این لحظه خداوند به شما میدهد، من ذهنی با فکرهای منفی ببلعد زیرا بدن تاب تحمل اینهمه فکر منفی را ندارد. من ذهنی در جهان، غالب است. بسیاری از کانالهای تلویزیونی مرتباً نگرانی و ترس میآفرینند و روی آدمها تأثیرات منفی میگذارند. خود را در معرض این تبلیغات منفی قرار ندهید. خودتان مسئول سلامتی خودتان هستید.
✍️نکته:
هر کسی که برحسب همانیدگی و درد میبیند، نادان است و باید درد بکشد، چون ناموسش نمیگذارد بگوید که به استاد که زندگی یا انسانهای زنده به زندگی هستند، نیاز دارد. ما یا ناموس را میاندازیم و اعتراف میکنیم که به زندگی و دانش انسانهای زنده به زندگی نیاز داریم، یا از پیامشان محروم میشویم و در ذهن میمانیم و به مقصود نهایی که زنده شدن به بینهایت و ابدیت زندگی است، نمیرسیم.
