نکات پیغام‌های تلفنی برنامه ۱-۱۰۱۶بخش دهم

منتشر شده در 2025/12/16
05:46 |

✍️نکته:

هر چیزی که در برابرش مقاومت کنیم و واکنش نشان دهیم، به مرکز ما می‌آید و جنس ما را تعیین می‌کند. دیدن فضای اطراف اتفاق و باز کردن فضا، ما را از جنس زندگی می‌کند.

✍️نکته:

دنیا مانند صحنۀ مبارزه است. منِ‌ ذهنی هر لحظه می‌خواهد با آوردن چیزی به مرکزمان، ما را به سبب‌سازی و واکنش بکشاند. ما باید هشیار و ناظر باشیم تا در این مبارزه پیروز شویم.

✍️نکته:

لازمهٔ کشیده نشدن به ذهن، داشتن خُلق نیکو است که از فضایِ گشوده‌شده می‌آید. همچنین با دوری از قرین نامناسب، سکوت و خاموشی می‌توان از کشیده شدن به ذهن دوری کرد.

✍️نکته:

بینا و دانا در زندگی ما خداوند است، باید بگذارید همه‌چیز را او ببیند و بداند، نه شما. تا زمانی که ما با دیدِ منِ ذهنی و برحسب آن می‌بینیم و حرف می‌زنیم، خداوند ساکت است و کمکی به ما نمی‌کند.

✍️تجربه شخصی:

من قبلاً بسیار زودرنج بودم و شب‌ها هم خواب نداشتم. ولی الآن چیزی را به دل نمی‌گیرم. ابیات مولانا را می‌خوانم و تکرار می‌کنم و شب‌ها نیز با تکرار ابیات به‌راحتی می‌خوابم. قبلاً وقتی فرزندم کمی دیر به خانه می‌آمد، دلشوره می‌گرفتم، فکر می‌کردم حتماً اتفاق بدی افتاده، چهره‌ام درهم می‌شد و بسیار به هم می‌ریختم. ولی الآن با کمک این ابیات یاد گرفتم که فرزندم خدایی مهربان‌تر و دلسوزتر از من دارد. او را به خداوند سپرده‌ام و با منِ ذهنی‌ام فکر و خیال نمی‌کنم.

✍️تجربه شخصی:

قبلاً آدم بسیار مغروری بودم. همیشه از موقعیت و جایگاه خانوادگی‌ام سوءاستفاده می‌کردم و می‌گفتم همه باید به من احترام بگذارند. اما الآن با گوش دادن به برنامهٔ گنج حضور، این نقص در من برطرف شده و دیگر برایم مهم نیست که کسی به من احترام بگذارد یا نه. اما الآن با گوش دادن به برنامهٔ گنج حضور، این نقص در من برطرف شده و دیگر برایم مهم نیست که کسی به من احترام بگذارد یا نه.

✍️نکته:

با دنبال کردن برنامۀ گنج حضور و تکرار ابیات مولانا خواهید دید که دیگر تمایلی ندارید که روش‌ها و سبک زندگی با منِ ذهنی را دنبال کنید. با گذشت زمان خواهید دید که دیگر نمی‌خواهید رابطه‌‌تان را با خانواده‌ و مردم، خراب کنید، بلکه بیشتر تمایل دارید روابط درست و سازنده با دیگران داشته باشید.

✍️نکته:

از غیب رو نمود صَلایی زد و بِرفت

کاین راه کوته‌ست، گرت نیست پا روا

(مولوی، دیوان شمس، غزل ۱۹۸)

خداوند هر لحظه از غیب، رو به ما می‌کند و ما را صدا می‌زند که به‌سوی من بیا. «اِرجِعی»