✍️نکته:
خداوند رحمت اندر رحمت است و عنایت و لطف او همیشه شامل حال ما میشود، ولی ما چون منِ ذهنی داریم این رحمت، عنایت و لطف را نمیبینیم. و چون با پای منِ ذهنی قدم برمیداریم، راه تبدیل شدنِ ما دراز و طولانی شده و لطف خداوند تبدیل به قهر میشود.
✍️نکته:
وقتی ما فضا را باز کنیم و بندهٔ زندگی شویم، از برکت این فضایِ گشودهشده، گشایشی برای ما ایجاد میشود و کمک میکند تا بتوانیم تسلیم و رضا شویم و در این فضا ماندگار گردیم.
✍️تجربه شخصی:
چندین سال است که به برنامۀ گنج حضور گوش میدهم. تکرار ابیات کمک بسیاری به من کرده و باعث شده که برنامه را بهتر متوجه شوم و روی خود کار کنم.
✍️تجربه شخصی:
قبلاً چون با انقباض ورزش میکردم، همیشه پادرد و کمردرد داشتم. اکنون هنگام ورزش، در لحظه بوده و منبسط هستم، به همین دلیل روی ماهیچههایم اثر مثبت گذاشته و دردم از بین رفتهاست.
✍️نکته:
در سنین بالا باید با نرمشهای بیخطر بدن را نرم نگه داشت، اما مردم خشمگین میشوند و در بدنشان تنش و انقباض ایجاد میکنند. خداوند فرموده که با من و با همهٔ مردم با انبساط حرف بزنید. با من ذهنی بدگویی و نفرین نکنیم، حتی به مردم بد و ظالم هم احترام کنیم. خداوند ناظر اعمال ما است. ما و همهٔ انسانها امتداد خدا و اَلَست هستیم پس باید خداگونه و با انبساط صحبت کنیم. زندگی میگوید مدام منبسط شوید و فضاگشایی کنید، حتی به شکل ناقص، کژ و مژ، لنگ و لوک و بیادب، به سوی من بیایید و مرا بطلبید. طلبیدن او یعنی انبساط، طلبیدن او، خدا خدا گفتن نیست.
صلوات بر تو آرَم که فزوده باد قُربت
که ز قُربِ کُلّ گردد همه جزوها مُقَرَّب
(مولوی، دیوان شمس، غزل ۳۰۱)
این بیت شاهکار را اگر خوب بفهمیم، دیگر مریض نمیشویم. بدن ما طوری طراحی شده که باید همهٔ اجزا با هم هماهنگ کار کنند. در من ذهنی اجزای بدن با هم همکاری نکرده، بر ضدِ هم و ناهماهنگ کار میکنند و به همین دلیل بیماری میشویم. مگر اینکه فضا را باز کرده و با حضور زندگی کنیم.
